مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

278

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

به گونهء زمين درآمد و موج آن را فسرده كرد تا به گونهء كوهها درآمد و دود را فسرده كرد تا به گونهء آسمان درآمد . » و چه بسا كه در عبارت تغييراتى روى داده باشد كه مايهء افزونى بيان و روشنى مطلب شود ، خواننده بايد كه به معنى نظر كند و نه لفظ . محمد بن اسحاق بر آن است كه نخستين چيزى كه خداى تعالى آفريد نور و ظلمت بود ، پس ظلمت را شب قرار داد و نور را روز . پس آنگاه آسمانهاى هفت‌گانه را ، از دود ، دود آب ، به پاى داشت تا برافراشته شدند و استوار نكرد آنها را و در آسمان دنيا شب را تاريك كرد و روز را روشن داشت و از آن روز و شب بحاصل شد و در آن نه خورشيدى بود و نه ماهى و نه ستارگانى . سپس زمين را بگسترد و با كوهها استوار داشت و اوقات را در آن تعيين كرد . « پس قصد كرد به آفرينش آسمان كه دودى بود . » ( 41 : 11 ) گفت : پس آن آسمانها را استوار كرد و در آسمان دنيا خورشيد و ماه و ستارگان را قرار داد و در هر آسمانى ، امر آن را وحى كرد . و نزديك به همين است آنچه از عبد الله بن سلام روايت شده است كه از تورات حكايت كرد كه خداى تعالى [ آسمان را از ] بخارى كه از آب بيرون آمد بيافريد [ 1 ] و كوهها و زمين را از امواج و زمين را از زير موضع كعبه بگسترد . از كلبى و سندى روايت شده است كه زمين به مانند كشتى كژ مىشد و مژ مىشد و خداى كوهها را بلند برافراشت و زمين را با ميخ كوهها استوار كرد ، تا آرام گرفت و مستقر شد به گفتهء خداى تعالى : « و در افكند ، در زمين ، كوههاى بيخاور و استوار تا زمين شما را برنگرداند . » ( 16 : 15 ) و در آغاز توراتى كه در دست اهل كتاب است چنين آمده است كه نخستين چيزى كه خداى بيافريد آسمان و زمين بود و زمين تهى بود و باير و ظلمت بر روى زمين . و باد خداى بر چهرهء آب مىوزيد . پس خدا گفت : روشنى بباش . پس روشنى بود ، پس خداى زيبا ديد . پس آن را از ظلمت جدا كرد و روز ناميد و ظلمت را شب ناميد و گفت : باش بلند ، در ميان آسمان و جاى گير در ميان آب و آسمان . [ 2 ] پس سقفى شد كه فاصله مىشد ميان آبى كه در فرودين جاى است و ميان آبى كه در فراز است و آن را آسمان ناميد . و گفت خداى : آبى كه در زير آسمان است ، گرد آيد و خشكى شود . پس چنين شد . پس ناميد جايگاه اجتماع آب را درياها . و خشكى را زمين ناميد . و خداى گفت : زمين ، گل و گياه و درخت بارآور برآرد . و زمين برآورد . پس خداى گفت : دو روشنى باشد در سقف آسمان

--> [ 1 ] متن : « ان خلق البخار الذى خرج من الماء » و ما آن را تصحيف اين عبارت دانستيم : « ان خلق [ السموات من ] البخار الذى خرج من الماء . » [ 2 ] متن : « بين الماء و المساء . » ( ميان آب و شبانگاه . )